باربا.....
مامان : اسمت چیه مامانی؟ باران : باربااااااااااااا... لبخند میزنم و دوباره میپرسم... باران : باربااااااااا.... مامان : عزیزم بگو باران...باران....بگو... باران : باریااااااااان (با تمام تلاشت) مامان : آفرین دخملم...(و میدونم که چند دقیقه دیگه بپرسم باز هم میگی باربااااااااا) و من این روزها عجیب عاشق باربای دوست داشتنی خودم هستم... فرشته مهربونم ؛ این روزها چقدر داره سریع می گذره...چقدر سریع داری بزرگ میشی... خیلی حس خوبی دارم از اینکه می بینم حرفهای منطقی مامان و بابا رو گوش میدی و سرت رو به علامت تایید تکون میدی و قبول می کنی... من با تمام وجودم اطمینان دارم روزی زنی خواهی شد بی نظی...
نویسنده :
مامان پرنسس باران
14:53






